حذف بنکداری از بازار ابزارفروشان تهران
این نقد بر پایه مشاهدات میدانی مستقیم در امور صنفی و تجربه ۲ دهه فعالیت در بازار ابزار تهران نوشته شده...
بررسی افول بنکداری در صنف ابزار تهران و پیامدهای مدیریت نمایشی
از زمان شکلگیری ساختار مدیریتی جدید، انتظار جامعه صنفی این بود که حداقل دورهای تازه از ساماندهی و حمایت از فعالان بازار آغاز شود. با این حال، آنچه در عمل مشاهده شد، فاصلهای عمیق از نیازهای واقعی صنف داشت.
بهجای تمرکز بر تقویت شبکه توزیع، رسیدگی به مشکلات بنکداران، مقابله با تداخل صنفی و مدیریت جریانهای مخرب بازار، بخش قابلتوجهی از فعالیتها صرف امور رسانهای، روابط عمومی، حضور در پروژههای کماثر و انعقاد تفاهمنامههایی شد که دستکم، فایده ای برای بهبود وضعیت معیشتی اعضای صنف نداشت. اقداماتی که دردی از مسائل اصلی بازار ابزار دوا نمیکند و باعث طرح انتقادات گسترده در میان بخشی از بدنه صنف شد.
در سالهایی که ابزارفروشان با فشار شدید اقتصادی روبهرو شدند، این امکان وجود داشت که با تصمیمگیریهای مبتنی بر واقعیت بازار و با الگوبرداری از تجربه مدیران گذشته، مسیر بازار اصلاح شود. اما تغییر اولویتها به سمت فعالیتهای غیر اولویتدار، باعث شد فرصتهای مهمی در زمینه برنامهریزی برای توسعه یا حتی احیای بنکداری از دست برود و شکاف میان مدیران صنفی و اعضا عمیقتر شود.
امروز بسیاری از بازرگانان، بدون توجه به ساختار سنتی و حرفهای بنکداری، به فروش مستقیم روی آوردهاند؛ مسیری که بدون در نظر گرفتن نقش نمایندگان و کسبهای است که سالها برای شکلگیری و اعتبار برندها تلاش کردهاند. این وضعیت، در نگاه بخش قابلتوجهی از فعالان صنف، نشانه فاصله گرفتن مدیریت صنفی از اولویتهای واقعی اعضاست.
افول تاریخی بنکداری در بازار ابزار تهران
بنکداری در بازار ابزار تهران، که روزگاری ستون اصلی تنظیم بازار و توزیع کالای صنعتی کشور بهشمار میرفت، امروز با تضعیف جدی مواجه شده است. این وضعیت نه ناشی از کمبود تقاضا در کشور است و نه صرفاً نتیجه رکود عمومی اقتصاد؛ بلکه نمیتوان نقش ضعف در مدیریت حرفهای صنفی و نبود سیاستگذاری موثر را در شکلگیری آن نادیده گرفت.
• شبکه بنکداری با سابقهای چند دههای، با سرعتی نگرانکننده کوچکتر شده است.
• جایگاه بنکداران قانونی تضعیف شده و زمینه برای گسترش سازوکارهای بیضابطه و جریانهای غیرشفاف فراهمتر شده است.
• سهم بازار و حق توزیع ابزارفروشان، بهتدریج و در پی نبود واکنش موثر در بزنگاههای حساس، از دست فعالان اصلی خارج شده است
امروز در بازاری که بزرگترین حجم تبلیغات تلویزیونی و تبلیغات محیطی در خیابانها و مسابقات ورزشی را از آن خود کرده، نمیتوان گفت بازار خراب است؛ بازار برای برندها و جریانهای رسانهای خراب نیست وقتی ۴ طرف زمین فوتبال، نام ۴ برند را مثل تبلیغات کلوچه ای میبینیم، این بازار برای کسبه کف بازار خراب شده.
بازار برای خانواده ابزارفروش دچار مشکل شده و سفره معیشتی آنها کوچکتر شده است؛ زیرا:
• سازوکار موثری مانند گذشته برای دفاع از حقوق کسبه وجود نداشته،
• تصمیمهای کارشناسی جای خود را به سیاستگذاریهای سلیقهای داده،
• و مسیر درآمدی صنف بهتدریج از دست فعالان ریشهدار خارج شده است.
تبلیغات پرهزینه برخی برندها رونق بازار نیست؛ نشانه جابهجایی قدرت توزیع از دست بنکداران به جریانهای خارج از صنف است. نشانه حذف توانایی بازاری ومکانیسم عمده محور بازار ابزار است که ۵۰ سال قدمت دارد
ریشههای تضعیف بازار ابزار در کجاست؟
افول درآمد ابزارفروشان تهران حاصل چند عامل کلیدی است:
• «جلساتی که بهدلیل نبود موثر متخصصان امور صنفی، خروجی ملموسی برای بازار ندارند»
• بیتوجهی به خواسته ها و هشدارهای مکرر بنکداران
• سکوت و چشم پوشی در برابر تداخل صنفی ویران کننده با توجه به تذکرات متعدد برخی مدیران
• عدم مقابله با توزیع بیضابطه و نبود سازوکار کارآمد برای کنترل رشد قاچاق
• «و اولویت یافتن فعالیتهای رسانهای و ارتباطی زودگذر، نسبت به حل مسائل بنیادی صنف»
این مجموعه از خطاها و غفلتها، امروز بازار ابزار را به نقطهای رسانده که هزاران فروشگاه در معرض تغییر شغل قرار گرفتهاند و یکی از مهمترین ساختارهای تاریخی توزیع کالای صنعتی کشور در آستانه تضعیف کامل قرار گرفته است.
اگر اقدامی نشود چه خواهد شد؟
اگر بازسازی بنکداری در اولویت فوری قرار نگیرد، این افول به سرعت از تهران فراتر رفته و به بازارهای شهرستانها سرایت خواهد کرد.
این موضوع نه یک مسئله صنفی، بلکه یک چالش ملی است؛ زیرا از میان رفتن شبکه بنکداری یعنی از دست رفتن:
• نظم بازار
• شفافیت قیمت
• کیفیت توزیع
• و امنیت شغلی هزاران خانواده
در چنین شرایطی، تنها یک راه وجود دارد:
بازگشت به مدیریت مبتنی بر واقعیت بازار، پرهیز از نمایشگرایی، شفافیت در تصمیمسازی و احیای فوری بنکداری.
بازار ابزار ایران نیازمند مدیرانی است که بهجای عکسهای یادگاری، به حفظ معیشت صنف فکر کنند؛
به فکر ارتقا واقعی باشند، نه نمایش های ساختگی، بهجای تفاهمنامههای بی ارزش، توانایی سیاستگذاری اصولی داشته باشند؛
و بهجای فعالیتهای رسانهای، واقعیت بازار را ببینند و برای آن چاره بیندیشند.
این نقد را از روی دلسوزی برای صنف و امید به بهبودِ شرایط مینویسم.
برای سالها، بازار ابزار تهران بر پایهی شبکهای قوی از بنکداران و اعتماد دوسویه میچرخید؛ شبکهای که نه فقط توزیعکننده کالا، که حافظ نظم، کیفیت و امنیت شغلی هزاران خانواده بود.
اما امروز، این ستون تاریخی در حال ترک خوردن است؛ افت درآمد فروشگاهها، گسترش قاچاق، کوچک شدن روزافزون حلقه بنکداران و کوچکتر شدن سفره معیشتی همکاران ابزارفروش، زنگ خطری جدی است که دیگر نمیتوان آن را نادیده گرفت.
با این حال، نمیتوان همه مشکلات امروز بازار ابزار را صرفاً به بحرانهای کلان اقتصادی نسبت داد. این بازار طی ده ها، بحرانهای اقتصادی داخلی و حتی شوکهای جهانی را نیز پشت سر گذاشته، بدون آنکه چنین آسیب عمیقی ببیند. بدون تردید، تصمیمات مدیریتی درست و بهموقع میتوانست نقش اساسی در کنترل شرایط و جلوگیری از تشدید این وضعیت ایفا کند.
این نقد، نه از سر تخریب که از سر امید نوشته شده. امید به اینکه با نگاه و الگوبرداری از مدیریت گذشتهی درخشان این بازار و درس گرفتن از اشتباهات حال، بتوان دوباره سازوکاری اصولی را پایه ریخت.
این نقد، دستی است که برای کمک دراز شد.