حساب کاربری
سبد خرید
ابزارفروشان در اوج و فرود

صنف ابزارفروشان رشد روی کاغذ تا فروپاشی صنفی


بازاری که روزی قدرتمند بود، امروز در سراشیبی سقوط است،

بازار ابزار و صنف ابزاربرقی در ایران، طی دهه ۱۳۹۰ تا اوایل سال ۱۴۰۲ یکی از پربازده‌ترین و پایدارترین بازارهای کشور بود.

فروشندگان ابزاربرقی، واردکنندگان تخصصی، بنکداران حرفه‌ای و فعالان حوزه جوش و برش، شبکه‌ای منسجم را تشکیل می‌دادند که بر پایه تخصص، شفافیت و سود منطقی حرکت می‌کرد.

اما همان‌قدر که رشد این صنف چشمگیر بود، سقوط تدریجی آن نیز امروز به نقطه‌ای رسیده که دیگر قابل انکار نیست.

سکوت در برابر این شرایط، تنها سرعت فروپاشی را افزایش می‌دهد.


سه عامل اصلی فروپاشی بازار ابزار و ابزاربرقی


۱. ورود بی‌رویه کالا و نابودی بنکداری تخصصی

بازاری که زمانی بر اساس تقاضای واقعی و توزیع اصولی کار می‌کرد، امروز زیر فشار عرضه بی‌ضابطه، بی‌کیفیت و بی‌برنامه در حال فروپاشی است.


تجار باسابقه‌ای که سال‌ها ستون شبکه توزیع بودند، به دلیل:

• کاهش سود منطقی

• نبود برنامه‌ریزی بلندمدت

• آشفتگی بازار

به‌تدریج از مسیر تخصصی خود خارج شدند و بنکداران و بنکداری حرفه‌ای در صنف ابزار تقریباً از میان رفت.

پیامدهای این نابسامانی

ورود واردکنندگان فاقد دانش فنی در حوزه تخصصی

• عرضه برندهای بی‌کیفیت با ظاهر فریبنده

• نبود استاندارد مشخص برای بخش بزرگی از محصولات

• تحت فشار قرار گرفتن فروشندگان تخصصی ابزاربرقی بر اثر کاهش نقدینگی و از بین رفتن مکانیسم بازار عمده محور

• گسترش زیرقیمت‌فروشی و رقابت ناسالم بر اثر حضور فعالان غیر متخصص در تجارت و توزیع


در فاصله سال‌های ۱۳۹۹ تا ۱۴۰۲، در پی محدودیت واردات ابزاردستی توسط حاکمیت برای حمایت از تولیدات داخلی در صنف ابزاردستی، باعث شد بسیاری از واردکنندگان غیرمتخصص وارد حوزه ابزاربرقی و جوش و برش شوند. چون زیرساخت مطلوبی در بازار ابزاربرقی و جوش و برش میدند، بازاری نقدی، بدون زیرفروشی و حاشیه سود و گردش مالی بالا.. ولی با ورودشان به صنف ابزاربرقی تعادل در کل صنوف ابزارفروشان به هم خورد، این تعادل را مدیران امروز صنف باید ایجاد میکردند، که در این امر ناتوان عمل کردند، چون در پی آزادسازی ابزاردستی به دلیل پایان (خودکار) مهلت ۴ ساله ممنوعیت ورود کالاهای این صنف در سال ۱۴۰۲ باید سیاست ایجاد تعادل در بازار ایجاد میشد و عدم مدیریت مسئولین روز و عدم شناخت ایشان نسبت به بازار و امور صنفی، شرایط بحرانی در صنف ابزار ایجاد کرد و نتیجه آن، بازاری پر از برندهای ناشناخته، کم‌کیفیت و بی کیفیت شد، که هیچ ارزشی برای صنعت کشور ایجاد نمی‌کنند.


۲. قاچاق گسترده، نبود نظارت و بی‌توجهی مدیران صنفی

قاچاق در بازار ابزار فقط یک واژه کلیشه‌ای نیست؛

بلکه اصلی‌ترین عامل نابودی نظام قیمت‌گذاری تخصصی در ابزاربرقی و ابزار صنعتی است.

وقتی کالایی بدون:

مالیات

• استاندارد

• حقوق ورودی

• خدمات پس از فروش

به کشور وارد می‌شود، رقابت برای ابزارفروش و واردکننده قانونی غیرممکن می‌شود.

اثرات قاچاق بر بازار ابزار

کاهش قدرت خرید و حرکت مصرف‌کننده به سمت کالاهای بی‌کیفیت

• حذف امکان واردات کالای باکیفیت توسط واردکنندگان تخصصی

• تضعیف ارزش برند و فناوری

• کاهش اعتماد مشتری به ابزاربرقی

اما بحران بزرگ‌تر، مدیریت صنفی ناتوان در امورصنفی و سودجوست.

تمرکز بر فعالیت‌های نمایشی، انتشار آمارهای غیرواقعی و بی‌توجهی به مسئله قاچاق، باعث شده بازار ابزار رهاتر از همیشه باشد و خطری بسیار جدی، استفاده انتخاباتی از کسانیست که عضو امروز صنف ابزار نیستند و برای رای دادن ترقیب به دریافت جواز شده اند و موقتا حضور دارند، ولی تاثیرشان طولانی مدت خواهد بود

برای اهداف فردی!

در سال‌های اخیر، شاهد توسعه صنف روی کاغذ هستیم، آمارها بالا میرود و آمار افرادی که دچار نقصان مالی و به ناچار ترک صنف میشوند هم (بالاتر)


افراد نه برای فعالیت اقتصادی، بلکه برای ساخت پایگاه انتخابی در انتخابات پیش رو وارد صنف شدند، برخی عزیزان مسئول‌ افراد را ترقیب به دریافت جواز میکنند تا ننیجه مطلوبی در شمارش آرا داشته باشند که این امر باعث صدمه دیدن شدید اهالی صنف شده و خانه از پای بست در حال ویرانیست..

دست زیاد شدن در بازار به چه قیمتی...؟ (مصالح شخصی؟!)

این روند، هویت صنف را به‌شدت مخدوش کرده و مسیر ابزارفروشان واقعی را دشوارتر می‌کند، همانگونه که طی ۳ سال گذشته بنکداری با سیاست های غلط و بی توجهی مدیران روز صنف ابزارفروشان از بین رفته، بعید نیست به زودی خطرات جبران ناپذیرتری در کمین کسب و کار فعالان صنف ابزارفروشان باشد.


۳. فروشندگان غیرمتخصص و سقوط ارزش ابزاربرقی

ابزاربرقی کالایی کاملاً فنی و تخصصی است؛

وابسته به موتور، گیربکس، آرمیچر، بلبرینگ، ذغال، کلید، باتری و ده‌ها جز حساس.

اما با ورود فروشندگان غیرمتخصص، جایگاه ابزاربرقی از یک کالای تخصصی به محصولی کم‌ارزش و صرفاً قیمت‌محور تبدیل شده است.

پیامدهای ورود غیرمتخصصان به بازار ابزار

• کاهش چشمگیر سهم فروشگاه‌های تخصصی ابزاربرقی

• بی‌اعتبار شدن خدمات و گارانتی

• ضربه به ارزش برندهای معتبر

• ایجاد رقابت ناسالم در قیمت‌گذاری

کاهش شدید سود و تخریب فرهنگ خرید کالای مرغوب

در دهه ۹۰، تداخل صنفی به‌شدت کنترل می‌شد؛

اما امروز تقریباً تمامی صنوف همجوار بدون محدودیت ابزاربرقی می‌فروشند و هیچ نظارتی از سوی مدیران صنفی وجود ندارد.

نتیجه این سه بحران چیست؟

• سقوط شدید حاشیه سود

• افزایش بدهی و چک‌های برگشتی

• انبارهای پر از کالای کم‌مصرف

• کاهش شدید نقدینگی

• رکود طولانی سرمایه

• افت ۸۰ درصدی درآمد نسبت به ۵ سال پیش

به بیان ساده‌تر:


ابزارفروش امروز ۴ برابر بیشتر کار می‌کند تا فقط یک‌پنجم گذشته درآمد داشته باشد.


چرا بیان این واقعیت‌ها ضروری است؟

• سکوت، سرعت نابودی بازار ابزار را بیشتر می‌کند

• هزاران خانواده به این صنف وابسته‌اند

• اگر امروز برای نجات بازار اقدام نشود، فردا بسیار دیر خواهد بود

• هیچ‌کس به اندازه خود ابزارفروشان دلسوز این بازار نیست


انحراف مدیران از ماموریت اصلی صنف


برخی مدیران امروز، کار صنفی را به اشتباه فرصتی فردی و سیاسی می‌بینند.

در حالی که امکانات صنف، حق تمامی اعضاست؛ نه ابزار نمایش و نه سکوی انتخاباتی.


ورود افراد غیرصنفی با هدف جمع‌آوری رای،

بی‌توجهی کامل به مشکلات ابزاربرقی،

رها کردن مسئله قاچاق،

و نادیده گرفتن بحران تداخل صنفی،


همگی صنف ابزارفروشان را در مسیر سقوط قرار داده است


نویسنده: میثم غمام نو